پریزاد قصه عشقمون

تصمیم به بودن

من و بابایی تصمیم داشتیم سال اینده برای بودن شما اقدام کنیم اما وقتی زمستون رفتم پیش دکترم متوجه شدم کیست دارم البته با مصرف دارو کاملا رفع شد اما چون سال پیش هم عینا این اتفاق افتاد نظر دکترم این بود که بازهم کیست برمیگرده و باید زودتر برای بارداری اقدام کنیم که نکنه یه موقع از بودنتون بی نصیب بشیم. با بابایی صحبت کردیم و تصمیم گرفتیم که چند ماه دیگه یعنی مرداد ماه اقدام کنیم چون خیلی دوست دارم تولدتون اردیبهشت باشه و از طرفی بتونیم تا اون موقع خونمونو عوض کنیم چون خونمون یه اتاق بیشتر نداره و مامانی دوست داره واسه فندق های نازش یه اتاق خوشگل درست کنه شایدهم به یمن قدم مبارک شما این اتفاق افتاد. حتی برای اولین بار ماه رمضون روزه نگرفتم فقط...
3 مرداد 1394

دل نوشته

سلام کوچولوهای نازم از امروز میخوام دل نوشته هامو براتون اینجا ثبت کنم !   اگه من شمارو جمع می بندم واسه اینه که خیلی دوست دارم مامان یه دخترناز ویه پسر گل بشم و شما دوقلو باشید میگن به هرچی ایمان داشته باشی و فکر کنی همون میشه منم که خیلی وقته این حس رو دارم حتی قبل از اینکه با بابایی اشنا بشم. البته من چون هم دختر و هم پسر دوست دارم و نمی تونم فرقی بذارم این حس رو دارم پس شما هرچی که باشید دختر یا پسر عاشقونه دوستون دارم و با اینکه هنوز وجود خارجی ندارید با فکر کردن بهتون دلم می لرزه و حس خوبی برام ایجاد میشه ناگفته نمونه بابایی هم دست کمی از من نداره و هر روز ازمن میپرسه میخوای واسه من  نی نی بیاری! اونم عاشق بچه است و ...
2 مرداد 1394
1